پرش به محتوا

درباره

بازگشت به کلمه

بیش از چهار دهه از زندگی‌ام را در تجربه کردن، آموختن و آموخته‌ها را با دیگران قسمت کردن گذرانده‌ام.

متولد فروردین ۱۳۵۹ در تهران · خانواده‌ای اصالتاً از دیار خوزستان
آرش رضوانی با کلاه حصیری دورنگ و عینک گرد، مستقیم رو به دوربین، با قفسه‌ی کتابی تاریک در پس‌زمینه.

کلمه

همه‌چیز برای من از کلمه شروع می‌شود. نوشتن، یکی از قدیمی‌ترین همراهان زندگی‌ام بوده است. از کتاب و مقاله تا شعر. نوشتن برای من بیشتر از یک حرفه است. راهی است برای اینکه تجربه‌ها گم نشوند.

یک نگاه، شکل‌های مختلف

هیچ‌کدام جای دیگری را نگرفته است. هر کدام در کنار بقیه پیش رفته؛ اینجا هر کدام یک سطر است و راهی به صفحه‌ای که آن را کامل‌تر می‌گوید.

  1. چند نسخه از کتاب ترجمه‌شده‌ی او درباره‌ی موتورسواری، روی میزی تاریک، کنار یادداشت‌های دست‌نویس و یک قلم.
    ۰۱

    نوشتن و ترجمه

    کتاب‌هایی که تالیف، ترجمه و منتشر کرده‌ام، و ده‌ها مقاله علمی و ورزشی که در نشریات به چاپ رسانده‌ام.

  2. تصویرسازی مرکبی چندنما از یک موتورسیکلت ماجراجویی‌ـ‌گردشگری بی‌نشان بر زمینه‌ی سفید.
    ۰۲

    آموزش

    سال‌هاست که در حوزه موتورسواری آموزش می‌دهم؛ از مهارت‌جویانی که تازه وارد این مسیر شده‌اند تا مربیانی که خودشان قرار است به دیگران آموزش بدهند. پانزده سال مربیگری حرفه‌ای دوچرخه‌سواری هم بخش دیگری از زندگی آموزشی من بوده است.

  3. آرش با کلاه حصیری دورنگ، عینک گرد و پیراهن سفید، سربه‌زیر در اتاقی خالی راه می‌رود و نور پنجره روی دیوار کنارش افتاده است.
    ۰۳

    شعر

    غزل، قصیده، رباعی و شعر نو؛ درباره عشق، آدم‌ها، جاده، تنهایی، زندگی و چیزهایی که شاید در گفت‌وگوی معمولی نتوان برایشان واژه مناسبی پیدا کرد.

  4. تپه‌های فرسوده‌ی خاکی‌رنگ، برآمده بالای ردیفی از کاج‌های تیره، زیر آسمانی کم‌رنگ.
    ۰۴

    کوهنوردی و سنگ‌نوردی

    ورزش همیشه پای ثابت زندگی‌ام بوده است. کوهنوردی و سنگ‌نوردی سال‌هاست که ادامه دارد.

  5. دو موتورسیکلت ادونچر و سوارانشان، ایستاده کنار گاردریلِ یک چشم‌انداز، زیر آسمان سنگین غروب.
    ۰۵

    سفر با موتورسیکلت

    سفرهای طولانی با موتورسیکلت در جاده‌های ایران؛ از شهرها و روستاها تا کوه و کویر.

  6. تابلوی انتزاعی با ضربه‌های قلم‌موی مرکب سیاه و آبی کبالت روی بومی روشن.
    ۰۶

    کالیگرافی و خوشنویسی

    تابلوها و طرح‌های نقاشی‌خط؛ حاصل سال‌هایی که تلاش کرده‌ام میان کلمه، خط، رنگ و تصویر رابطه‌ای تازه پیدا کنم.

  7. طبیعت بی‌جان از بالا: دوربین فیلمی، چند عکس کوچک، لبه‌ی کلاه حصیری و دفتری خالی روی پارچه‌ای آبی تیره.
    ۰۷

    عکاسی

    دوربین سال‌هاست همراه من است و عکاسی به من یاد داده پیش از آنکه شاتر را فشار بدهم، نگاه کنم. در کنار کار حرفه‌ای، سال‌ها به آموزش عکاسی هم پرداخته‌ام.

  8. جزئی از جلد کتاب امدادگر موتورسوار: امدادگر موتورسوار هلال احمر با کلاه ایمنی.
    ۰۸

    امداد هلال احمر

    چندین سال فعالیت داوطلبانه به عنوان امدادگر جمعیت هلال احمر؛ تجربه‌ای که نگاه آدم را به مسئولیت، کمک کردن و ارزش جان انسان‌ها تغییر می‌دهد.

  9. آرش رضوانی ایستاده میان کبوترها در میدانی سنگ‌فرش، با کلاه لبه‌پهن و دست‌ها در جیب.
    ۰۹

    راهنمای گردشگری

    در ایران و کشورهای مختلف جهان سفر کرده‌ام و با فرهنگ‌ها و آدم‌های گوناگون روبه‌رو شده‌ام. شاید هیچ‌کدام از این تجربه‌ها بدون سفر کامل نمی‌شد.

≈۱۰
عنوان کتاب، تالیف و ترجمه
+۱۰۰
شعر
≈۱۰۰
تابلو و طرح نقاشی‌خط
+۳۰
سال با دوربین
+۲۵
سال کوهنوردی و سنگ‌نوردی
≈۲۰
سال راهنمای گردشگری

جاده

ورزش همیشه پای ثابت زندگی‌ام بوده است. سال‌ها کوهنوردی و سنگ‌نوردی، دوچرخه‌سواری و موتورسواری، و سفرهای طولانی با موتورسیکلت در جاده‌های ایران، به من یاد داده‌اند که بعضی چیزها را باید زندگی کرد تا فهمید.

در یک جمله

من بیشتر از آنکه به دنبال یک عنوان بوده باشم، به دنبال تجربه کردن زندگی در شکل‌های مختلفش بوده‌ام؛ نوشتن، آموختن، آفریدن، سفر کردن و دوباره برگشتن به کلمه.